تبليغاتX
اسلام
اسلام دین برتر

 

حضرت علی علیه السلام

انا وضعت فى الصغیر بكلاكل العرب و كسرت نواجم قرون و ربیعة و مضر. (نهج البلاغه خطبه قاصعه)

صفت شجاعت یكى از اركان اصلى فضائل نفسانى است و عبارت است از عدم تزلزل نفس در امور خطیره و هولناك، و مظهر تام و مصداق حقیقى آن وجود على علیه السلام بود.

بنا به نقل مورخین رنگ على علیه السلام گندمگون، چشمان مباركش درشت و جذاب، ابروانش پیوسته و پر پشت، دندانهایش محكم و سفید و چون مروارید بود. دست و بازو و ساعد بى نهایت قوى و گوشت آن پیچیده و محكم و در تمام عرب به سطبرى بازو و محكمى عضلات مشهور بود چنانكه گوئى گوشت و پوست و استخوان آن را كوبیده و آنگاه دست بازو و ساعد ساخته‏اند.

على علیه السلام متوسط القامه بود و تمام گوشت بدن او ورزیده و محكم و چون آهن صلب به نظر می‌آمد و بطور كلى آن حضرت در اعتدال مزاج و رشد جسمانى و در نهایت نیرومندى بود. مورخین عموما معتقدند كه شجاعت و زورمندى على علیه السلام در تمام عرب منحصر بفرد بود، پدرش ابوطالب او را با جوانان عرب به كشتى وامیداشت و آن حضرت با این كه از جهت سن خیلى كوچكتر از آنان بود ولى با سرعت عجیبى آنها را بر زمین میزد. از زبیر بن عوام نقل كرده‏اند كه قسم یاد كرد و گفت در هیچیك از جنگها از هیچ شجاعى نترسیدم مگر در مقابل على علیه السلام كه از شدت وحشت خود را گم میكردم. و این تنها زبیر نبود كه از مقابله با او وحشت مینمود بلكه تمام قهرمانان نیرومند و مردان رزم از تصور مقابله با او به وحشت افتاده و در برابرش عرض اندام نمیكردند چه خوب گفته شاعر:

اغمد السیف متى قابله‏                                                                        كل من جرد سیفا و شهر (1)

هیبت على علیه السلام به حدى بود كه چون چشم مبارزى به او می افتد رعب و وحشت سراسر وجودش را فرا میگرفت و در اثر هیبت آن حضرت نیروى هر گونه مقاومت و تهاجم از وى سلب شده و با كمال درماندگى طعمه شمشیر او میگشت چنانكه خود آنجناب در پاسخ این سؤال كه بچه چیزى بر مبارزان غلبه كردى فرمود كسى را ملاقات نكردم جز این كه او مرا علیه جان خود كمك نمود (سید رضى علیه الرحمة دنبال كلام امام فرماید مقصود حضرت تمكن هیبت او در دلها است) (2) رشادتها و جانفشانی‌هاى او در غزوات پیغمبر صلى الله علیه و آله همه را متحیر و متعجب نمود و خوابیدن وى در شب هجرت پیغمبر صلى الله علیه و آله در فراش آن حضرت از یك قلب قوى و روح بزرگ حكایت میكند، ثبات و پایدارى على علیه السلام در صحنه‏هاى كارزار در برابر حملات عمومى دشمن براى مردم دیگر محال و غیر ممكن است. معاویه براى اینكه لشگر آرائى خود را به گوش على علیه السلام برساند در یكى از نامه‏هاى خود به آن حضرت نوشت كه سپاهى عظیم براى جنگ او آماده نموده است، طرماح به معاویه گفت ترسانیدن تو على را از زیادى و انبوهى سپاه مثل ترسانیدن مرغابى است به زیادى آب!

حضرت سجاد علیه السلام در مجلس یزید ضمن ایراد خطبه‏اى كه خود را معرفى می‌كرد به پاره‏اى از اوصاف و فضائل على علیه السلام اشاره نمود و فرمود: من پسر كسى هستم كه از همه قوى‏تر و شجاع‏تر و در عزم و اراده از همه استوارتر و چون شیر دلیرى بود كه در هنگام جنگ و كشیده شدن نیزه‏ها و نزدیك شدن سواران آنها را مانند آسیاب نرم میكرد و مانند تند بادى كه در گیاه خشكیده بوزد آنها را پراكنده می‌ساخت. (3)

این توصیفى كه امام چهارم درباره شجاعت جد بزرگوارش نموده از نظر علاقه و رابطه خانوادگى نبوده است بلكه یك حقیقت غیر قابل انكارى است كه یك امام از امام دیگر كه مقام و منزلت او بهتر از همه آشنائى داشت آن را بیان نموده است.

حضرت سجاد علیه السلام در مجلس یزید ضمن ایراد خطبه‏اى كه خود را معرفى می‌كرد به پاره‏اى از اوصاف و فضائل على علیه السلام اشاره نمود و فرمود: من پسر كسى هستم كه از همه قوى‏تر و شجاع‏تر و در عزم و اراده از همه استوارتر و چون شیر دلیرى بود كه در هنگام جنگ و كشیده شدن نیزه‏ها و نزدیك شدن سواران آنها را مانند آسیاب نرم میكرد و مانند تند بادى كه در گیاه خشكیده بوزد آنها را پراكنده می‌ساخت.

شیخ مفید شجاعت آن حضرت را نوعى اعجاز دانسته و مینویسد: هیچ جنگجوى كار آزموده‏اى دیده نشده است كه همیشه در جنگ پیروز شود بلكه گاهى بر دشمنش غلبه كرده و گاهى نیز شكست خورده است و همچنین ضربت شمشیر هیچ دلاورى همیشه چنان نبوده است كه دشمن در اثر زخم آن جان سپرد بلكه گاهى فوت كرده و گاهى هم بهبودى یافته است و چنین امرى در طول تاریخ سابقه ندارد مگر امیرالمؤمنین علیه السلام كه با هر همآوردى به مبارزه برخاست بر او چیره گشت و بهر رزمجوئى ضربتى زد او را به هلاكت رسانید و این هم از موجباتى است كه او را از همگان ممتاز میكند و خداوند جریان عادى امور را در هر جا و زمان به وسیله او بهم زده و وجود وى یكى از نشانه‏هاى روشن خداى تعالى میباشد. (4) 

حضرت علی علیه السلام

قوت قلب على علیه السلام كه از ایمان و یقین وى سرچشمه مى‏گرفت در هیچ ‏بشرى دیده نشده است، روزى در جنگ صفین به چهره خود نقاب زده و به صورت یك فرد ناشناس در جلو صفوف شامیان مبارز می‌طلبید پس از آنكه گروهى از مبارزان شام را به خاك هلاكت افكند معاویه به عمرو عاص گفت: این شجاع قوی‌دل كیست؟

عمرو گفت یا عبدالله ابن عباس است! و یا خود على است معاویه گفت چگونه میتوان تشخیص داد؟

عمرو گفت: ابن عباس مرد شجاعى است ولى در مقابل حمله عمومى سپاه به این انبوهى نمیتواند مقاومت كند تمام سپاهیان را فرمان حمله بده. كه از جاى بجنبند و به این جنگجو حمله كنند اگر رو گردانید ابن عباس است و اگر ثابت و پا بر جا ماند على است زیرا على از تمام عرب اگر به مقابله‏اش برخیزند رو نمیگرداند چه رسد به سپاه تو. (5) 

معاویه براى آزمایش فرمان حمله عمومى داد و تمام سپاه او به حركت در آمد اما آن مبارز چون كوه آهنین در جاى خود ثابت و برقرار بود آنگاه فهمیدند كه على علیه السلام است پیكار میكند لذا فرمان عقب نشینى دادند.

وقتى صداى على علیه السلام در میدانهاى جنگ بلند می‌شد دل و زهره قهرمانان آب می‌گردید و لرزه بر اركان وجود آنها می‌افتاد. در جنگهاى جمل و صفین غالب اوقات یك تنه خود را بر سپاهیان مخالف میزد و صفوف آنها را متلاشى كرده و پراكنده میساخت.

به تصدیق دوست و دشمن على علیه السلام كرار غیر فرار و اسدالله الغالب و غالب كل غالب بود، زره آن حضرت كه به منزله لباس جنگ او بود مانند پیشبندى فقط با چند حلقه در شانه‏هاى او به هم وصل میشد و به كلى فاقد قسمت پشت بود علت این امر را از وى سؤال كردند فرمود: من هرگز پشت به دشمن نخواهم نمود در این صورت احتیاجى به پشت بند زره ندارم. سعدى گوید: مردى كه در مصاف زره پیش بسته بود تا پیش دشمنان نكند پشت بر غزا در یكى از جنگها فرماندهان على علیه السلام از آن حضرت پرسیدند كه اگر جنگ مغلوبه شد و صفوف ما از هم پاشیده شد ما بعدا شما را كجا پیدا كنیم خوبست قبلا نقطه الحاقى تعیین شود تا همه به آن نقطه گرد آیند. على علیه السلام فرمود شما مرا در هر كجا رها كنید من در همانجا خواهم بود و از جاى خود تكان نخواهم خورد. (6)

یكى از اصحاب على علیه السلام خدمت آن حضرت عرض كرد كه براى میدانهاى جنگ اسبى تندرو و چالاك ابتیاع كنید كه چنین اسبى صاحب خود را در مهلكه‏ها نجات می‌دهد على علیه السلام فرمود من هرگز از جلو دشمن فرار نخواهم كرد تا با اسب تند رو از ورطه خطر دور شوم و دشمن فرارى را نیز تعقیب نخواهم نمود تا بخواهم زودتر به او برسم بنا بر این مركب من هر چه باشد اهمیتى ندارد. (7) 

ابن ابى الحدید گوید: على علیه السلام شجاعى بود كه نام گذشتگان را محو كرد و محلى براى آیندگان باقى نگذاشت، در قوت ساعد و نیروى بازو نظیرى نداشت و یك ضربت او براى قوى‏ترین شجاعان مرگ و هلاكت را پیش می‌آورد چنانكه هیچ مبارزى از دست او جان سالم بدر نبرد و شمشیرى نزد كه احتیاج به دومى داشته باشد و هر رزمجوى دلاورى را كه می‌كشت تكبیر می‌گفت و در لیلة الهریر شماره تكبیراتش به 523 رسید و معلوم گردید كه 523 نفر از ابطال نامى را در آن شب به دیار عدم فرستاده است. (8) در جنگ احد پس از آن كه مردان رزمى قبیله بنى عبد الدار به دست آن حضرت كشته شدند غلامى از آن قبیله كه حبشى بود و صواب نام داشت در حالی كه بسیار خشمگین و دهانش كف زده بود سوگند یاد كرد كه به جاى كشته شدگان قبیله خود شخص محمد صلى الله علیه و آله را خواهم كشت! این غلام ضمن اینكه شجاع بود جثه بزرگى هم داشت لذا مسلمین از او ترسیدند و جرأت مبارزه با او را نداشتند، على علیه السلام چنان ضربتى بر او زد كه او را از كمر دو نیم نمود به طوری كه بالا تنه‏اش به زمین افتاد و نیم پائین در حال ایستاده ماند هر دو لشگر متعجب و مبهوت شده و مسلمین می‌خندیدند! (9)

در تمام جنگها مجاهد فى سبیل الله بود و اندوه و پریشانى مسلمین با وجود وى زائل میگشت، وقتى دست به قبضه ذوالفقار میبرد پیروزى مسلمین محرز و مسلم میشد و هنگامی كه پیغمبر صلى الله علیه و آله را از طرف مشركین غم و اندوهى می‌رسید و سپاهیان مخالف براى قتل او تصمیم میگرفتند وجود على علیه السلام باعث برطرف شدن غم و اندوه پیغمبر می‌گردید و به همین جهت او را الكاشف الكرب عن وجه رسول الله گفتند.

شجاعت و نیروى بازوى على علیه السلام اظهر من الشمس بود و مخالفین و دشمنانش نیز او را به شجاعت می‌ستودند، مشهور است كه با دو انگشت سبابه و وسطى گردن خالد بن ولید را فشار داد به طوری كه خالد نعره زد و نزدیك به هلاكت بود. در غزوات پیغمبر صلى الله علیه و آله بسیار اتفاق افتاده بود كه على علیه السلام در مقابل دشمنان ایستادگى كرده بود و اگر آن حضرت نبود كار مسلمین یكسره می‌شد.

در قاموس زندگانى على علیه السلام كلمه ترس معنى و مفهومى نداشت او نه از جنگ میترسید و نه از مرگ وحشت میكرد در سراسر زندگانى خود با مرگ و خطر هم آغوش بود و بارها میفرمود : والله لابن ابیطالب آنس بالموت من الطفل بثدى امه؛ به خدا سوگند پسر ابیطالب به مرگ بیشتر از طفل شیرخوار به پستان مادرش مأنوس و مشتاق است.

لينك ثابت نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 9:25 توسط امیر محمد |

هر کس این ایه را بخواند نخواهد ترسید در شبها.الا ان اولیاء لا خوف علیهم و لا هم یحزنون

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 15:34 توسط امیر محمد |

فرانسيسكو لوييس، روزنامه‌نگار و نويسنده اسپانيايي كتاب جديدي را تحت عنوان «اسلام در جوامع غربي» با هدف مبارزه با انديشه هاي باطل عليه اسلام منتشر کرده است.

به گزارش خبرگزاري رسا به نقل از اسلاميك نيوز، فرانسيسكو لوييس، روزنامه‌نگار و نويسنده اسپانيايي كتاب جديدي را تحت عنوان «اسلام در جوامع غربي» منتشر کرده است.نويسنده در اين کتاب به تحليل در مورد تعاليم اسلامي پرداخته است و تاکيد کرده است كه تعاليم اسلام به مسلمانان اين اجازه را مي دهد که در چارچوب دموكراسي با جوامع غربي همزيستي مسالمت آميز داشته باشد.

وي در اين كتاب به سؤالات مختلفي که در مورد اسلام و همزيستي مسلمانان در جوامع غربي مطرح است پاسخ مي‌دهد.

وي مي‌گويد: چيزي كه مرا به تأليف اين كتاب تشويق كرد آن بود كه در مورد خطر اسلام و تروريسم چيزهايي مي‌خواندم اما آنچه مسلم است اين است كه اسلام همواره به صلح، عدالت و آرامش دعوت مي‌كند و مخالف كشتار و تروريسم است به همين دليل انديشه‌ تأليف اين كتاب به ذهنم رسيد.

وي مي افزايد: بي اساس بودن مطالب منتشره عليه اسلام برايم کاملا مشخص و آشکار بود لذا تصميم گرفتم نتائج تحقيقات خود را به صورت کتابي منتشر سازم تا ديگران نيز بدانند اسلام آنطور که دشمنان آن وانمود مي کنند، نيست.

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 23:13 توسط امیر محمد |

نماینده اتحادیه جوامع اسلامی اسپانیا عصر روز گذشته مسجدی را در شهر "ثییسا"، یکی از بخش های ايالت مورسیا افتتاح کرد. به گزارش خبرگزاری شبستان، اتحادیه جوامع اسلامی مورسیا به عنوان نماینده اتحادیه جوامع اسلامی اسپانیا عصر پنج شنبه در ثییسا، مسجدی را که مقر جامعه اسلامی "الفتح" نیز است را افتتاح کرد. جامعه اسلامی ثییسا و اتحادیه جامعه اسلامی مورسیا با هدف همبستگی میان دو فرهنگ مسیحی و اسلامی از ساکنان محله نیز برای شرکت در مراسم افتتاحیه دعوت به عمل آورده بودند. بنابر گزارش خبر گزاری افه، "ایهاب فهمی" هماهنگ کننده اتحادیه جوامع اسلامی والنسیا، مورسیا و بالارس، مسئول اجرای مراسم افتتاحیه بود. گفتني است، مورسیا یکی از ۱۷ بخش خودمختار اسپانیا و یکی از ۵۰ استان اين كشور است.
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 16:39 توسط امیر محمد |

افزايش جمعيت مسلمانان مقیم ورکسهام در ولز انگلیس ضرورت ساخت مسجد جدیدی برای مسلمانان این منطقه را موجب شده است.

 رشد جمعیت مسلمانان ورکسهام ولز انگلستان در 20 سال اخیر ساخت مسجد جدیدی را برای اداي فرايض ديني آنها ضروري نشان مي دهد زيرا محل فعلی برگزاری مراسم مذهبی در دانشکده نیوی این منطقه کوچک و برای حضور بچه ها و بانوان نامناسب است.

دکتر فرخ جیشی، دبیر انجمن مسلمانان ورکسهام با اشاره به اینکه در آغاز تعداد کمی از افراد در این عبادتگاه به اداي مناسك اسلامی می پرداختند، گفت: اکنون بعد از 20 سال روند رو به رشدی در تعداد مسلمانان احساس می شود.

به گزارش روزنامه دیلی پست، عموم مردم از ایجاد این مسجد حمایت می کنند و از مزایای تأسیس آن برای ورکسهام آگاهی دارند.

گفتنی است، ورکسهام بزرگترین شهر در شمال کشور ولز، در غرب انگلستان و از توابع پادشاهی بریتانیا است. همچنين این شهر مرکز اصلی تجاری و مرکز فرهنگی و آموزشی این کشور است که از آن به عنوان پایتخت دوم ولز یاد می شود.

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 16:37 توسط امیر محمد |

امام حسین : تا وقتی حرفی نزده ای ان حرف بنده توست وقتی ان حرف را گفتی تو بنده کلامت هستی.

لينك ثابت نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 14:8 توسط امیر محمد |

حوادث و علایم قبل و در زمان آخرالزمان
علمای مذهب شیعه معتقدند که مجموعه‌ای از اتفاقات نظیر حمله مغول که در احادیث پیش‌گویی شده است.

که از میان این حوادث فقط پنج مورد به طور قطع با ظهور مهدی ارتباط دارد که عبارتند از:

1 - خروج سفیانی از شام(نام قدیم سوریه) که احتمالاً در روز 10 ماه رجب اتفاق خواهد افتاد. این فرد پس از مسلط شدن بر اوضاع بیش از 9 ماه حکومت نخواهد کرد و در نهایت به دست مهدی(ع) یا یاران ایشان کشته خواهد شد.

2 - خروج یمانی از یمن که به پشتی‌بانی از اهل بیت بر علیه سفیانی قیام می‌کند. احتمالاً در همان ماه رجب.

3 - صدای آسمانی در ماه رمضان (احتمالاً صحرگاه بیست و سوم). که صدای جبرئیل و در حمایت از اهل بیت پیامبر می‌باشد. به صورتی که هر انسانی در هر کجای زمین که باشد صدا را خواهد شنید و معنی آن را به زبان خود خواهد فهمید. (احتمالاً در همان روز صدایی دیگر شنیده خواهد شد که اینبار از طرف شیطان و در حمایت از سفیانی خواهد بود که باعث به شک افتادن مردم خواهد شد)

4 - کشتن شدن نفس زكيه (انسان بی‌گناه) در خانه خدا (مسجد الحرام)و بين‏ركن و مقام ابراهیم. احتمالاً در تاریخ بیست و پنجم ذى‏الحجه. احتمالاً هم‌زمان با کشته شدن این فرد پسرعمو و دخترعموی او هم در شهر مدینه کشته می‌شوند و جنازه آن‌ها رو جلوی درب مسجد پیامبر(مسجد النبی) آویزان می‌کنند.

5 - فرورفتن لشکری که سفیانی به عربستان فرستاده در بیابانی به نام بيداء که بین مکه و مدینه واقع شده است.

باقی موارد که وقوع آن‌ها قطعی و صد در صد نمی‌باشد به شرح زیر می‌باشد:

۱ - خروج سفيانى (بنا به اعتقاد شیعه: سفيانى، يكى از طاغوتهاى مقدّس مآب از نسل ابوسفيان است و در نهایت به دست سپاه مهدى شكست خورده و كشته مى شود).

۲ - كشته شدن سيّدِ حسنى (بنا به اعتقاد شیعه: جوان خوش صورت از آل امام حسن با سپاهش به حمايت از امام مهدی برمى خيزد و سرانجام، کشته می‌شود).

۳ - اختلاف بنى عبّاس در رياست دنيا. (قبلاً اتفاق افتاده)

۴ - گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان، برخلاف عادت (و نظم فلكى).

۵ - گرفتن ماه در آخر آن ماه، برخلاف عادت (و نظم فلكى).

۶ - فرو رفتن زمين بيداء (زمين بين مكّه و مدينه).

۷ - فرو رفتن زمين در نقطه اى از مشرق و مغرب .

۸ - توقّف خورشيد، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر.

۹ - طلوع خورشيد از مغرب . (این از نشانه‌های قیامت کبری است و مشخص نیست که قبل از ظهور مهدی(ع) باشد یا بعد از آن)

۱۰ - كشتن فردی که علیه سفیانی قیام کرده در پشت كوفه همراه هفتاد نفر از یارانش .

۱۱ - سر بريدن يك مرد هاشمى « نفس زكيّه » بين حجرالاسود و مقام ابراهيم .

۱۲ - ويران شدن ديوار مسجد كوفه.

۱۳ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى سياه از جانب خراسان . این سپاه در منطقه‌ای نزدیک شیراز با سپاه سفیانی خواهد جنگید و اولین شکست را بر سپاه سفیانی تحمیل خواهد کرد. و این پرچم‌ها تا زمانی که به قدس(بیت المقدس) برسند پایین آورده نخواهند شد.

۱۴ - خروج يمانى از یمن(بنا به اعتقاد شیعه: يمانى از مردان نيك و طرفدار امام زمان است ) كه به حمايت از مهدی ، با سپاه خود برمى خيزد. (این سپاه در عراق با سپاهی که از خراسان آمده متحد می‌شوند).

۱۵ - ظهور مغربى در مصر و حكومت او بر مردم شام .

۱۶ - فرود تركها به جزيره .

۱۷ - ورود روميان به رمله .

۱۸ - طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق كه همچون ماه مى درخشد سپس دو جانب آن خم گردد كه نزديك شود كه آن دو جانب به همديگر متّصل شوند.

۱۹ - پديد آمدن سرخى در آسمان كه در فضا پراكنده گردد.

۲۰ - آتشى در طول مشرق، آشكار شود و سه روز يا هفت روز در آسمانى باقى بماند.

۲۱ - آزادی عرب از اسارت خود را و حكومت عرب بر شهرها و كشورها.

۲۲ - بيرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم (غیر عرب) .

۲۳ - كشتن امير مصر، توسّط مردم مصر. این اتفاق قبلاً رخ داده: انور سادات رئیس جمهور مصر در آبان ماه سال 1360 هجری شمسی توسط شخصی به نام خالد اسلامبولی کشته شد.

۲۴ - خراب شدن شام .

۲۵ - كشمكش سه گروه در شام.

۲۶ - ورود دو گروه قيس و عرب به كشور مصر.

۲۷ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى قبيله « كنده » در خراسان .

۲۸ - آمدن اسبهايى از جانب مغرب، تا اينكه در كنار حيره (نزديك كوفه ) بسته شوند.

۲۹ - برافراشته شدن پرچمهاى سياه از جانب مشرق به سوى حيره .

۳۰ - طغيان آب فرات، به طورى كه سرازير كوچه هاى كوفه گردد.

۳۱ - خروج شصت دروغگو كه همه آنان ادّعاى نبوت مى كنند.

۳۲ - خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب كه همه آنان ادّعاى امامت براى خود دارند.

۳۳ - سوزاندن مردى بلند مقام از شيعيان بنى عبّاس بين سرزمين جلولاء (واقع در هفت فرسخى خانقين) و سرزمين خانقين .

۳۴ - بستن پلى نزديك محله كرخ بغداد.

۳۵ - برخاستن باد سياهى در بغداد، در آغاز روز.

۳۶ - زلزله شديد در بغداد.

۳۷ - فرو رفتن بيشتر شهر بغداد در زمين بر اثر زلزله .

۳۸ - ترس عمومى كه عراق و بغداد را فراگيرد.

۳۹ - مرگهاى سريع و عمومى در بغداد.

۴۰ - كم شدن اموال و انسانها و محصول كشاورزى .

۴۱ - پيدايش ملخ در فصل خود و در غير فصل خود تا آنجا كه زراعتها و غلاّت را از بين ببرد.

۴۲ - كم شدن غلاّت و محصولات گياهى .

۴۳ - اختلاف و كشمكش در ميان دو صنف از عجم(غیر عرب) و خونريزى بسيار بين آنان .

۴۴ - بيرون آمدن بردگان از زير فرمان اربابان و كشتن اربابان .

۴۵ - مسخ شدن جمعى از بدعتگذاران، به صورت ميمون و خوك .

۴۶ - پيروزى بردگان بر شهرهاى اربابان .

۴۷ - نداى (غيرعادى ) از آسمان بر همه جهان به طورى كه هركسى در هر زبانى باشد آن ندا را به زبان خودش مى شنود. در کل 5 صدا از آسمان شنیده خواهد شده که فقط مورد چهارم (که در ماه رمضان است)صد در صد و حتمی می‌باشد. 3 صدای اول در ماه رجب و به این شکل خواهد بود: نداي‌ اول‌: ألا لعنة‌ الله علي‌ القوم‌ الظالمين‌؛ بدانيد لعنت‌ خدا شامل‌ حال‌ جمعيت‌ ظالم‌ و ستمكار مي‌شود. نداي‌ دوم‌: يا معاشرالمؤمنين‌ أزفة‌ الآزفة‌؛ اي‌ گروه‌ مؤمنان‌! قيامت‌ (ظهور) نزديك‌ شده‌ است‌. نداي‌ سوم‌ (که همراه با بدن‌ آشكار و نماياني‌ است): ألا إن‌ الله بعث‌ مهدي‌ آل‌ محمد(ص‌) للقضاء علي‌الظالمين‌؛ بدانيد كه‌ خداوند مهدي‌ آل‌ محمد(ص‌) را براي‌ اجراي‌ قضاي‌ خود بر ستمكاران‌ برانگيخت‌ و فرستاد.

صدای چهارم که در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه 23) است و از طرف جبرئیل خواهد بود. در حمایت از اهل بیت شهادت خواهد داد. و صدای پنجم که از طرف شیطان است (احتمالاً هنگام غروب 23) به طرف‌داری از سفیانی خواهد بود.

۴۸ - پيدايش صورت و سينه انسان در قرص خورشيد. که همه او را خواهند شناخت. (بعضی می‌گویند این تصویر مربوط به علی (ع) و بعضی می‌گویند مربوط به عیسی (ع) است.

۴۹ - مردگانى زنده از قبرها بيرون آيند و به دنيا بازگردند و به ديد و بازديد با همديگر بپردازند. (این مورد مربوط به اصل رجعت می‌باشد و احتمالاً بعد از ظهور اتفاق خواهد افتاد)

۵۰ - در پايان همه، ۲۴ بار، باران پى در پى مى آيد و زمين خشك را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم مى كند و به دنبال آن بركتهاى زمين بروز مى نمايد و در دسترس قرار مى گيرد. (این مورد احتمالاً بعد از ظهور اتفاق خواهد افتاد)

۵۱ - کشته شدن آخرین پادشاه عربستان به نام عبدالله.

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 20:32 توسط امیر محمد |

محمد پسر حسن (مهدی) فرزند حسن پسر علی و نرجس است. به باور شیعیان دوازده امامی وی در شهر سامرا متولد شده و در ۵ سالگی به امامت رسیده‌است. آنان عقیده دارند که او دو غیبت دارد، غیبت صغری (کوتاه) حدود هفتاد سال و غیبت کبری که هنوز ادامه دارد. بر اساس باور شیعیان، امام دوازدهم شیعیان منجی عالم است و پس از ظهور جهان را پر از عدل و داد می‌کند و او آخرین امام(دوازدهمین امام) است.

از جمله القاب او، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان، بقیة الله است و مشهورترین آنها «مهدی‏» می‏باشد.

«غیبت» به معنای ناپیدا بودن در مقابل «ظهور» است ولی «ناپدید بودن» در مقابل «حضور» نیست. بنا بر اعتقاد شیعیان غیبت دوره‌ای است که امام در میان مردم ظهور ندارد و به دو دوره غیبت صغری(کوچک‌تر)و غیبت کبری(بزرگ‌تر) تقسیم می‌شود و با ظهور امام به پایان می‌رسد.

هانری کربن در توضیح معنای امام غایب می‌گوید:«صاحب الزمان عنوان ویژه امام غایب است. کسی که برای حواس ظاهری ناپیدا، ولی حاضر در قلب مومنان است.»[

.

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 20:6 توسط امیر محمد |

    چند چیز موجب صحّت بدن است:                             

۱-مسافرت کردن                                  ۱۱-خوردن میوه در اوایل فصل آن ها

۲-روزه گرفتن                                        ۱۲-حفظ کردن خود از سرما در پاییز

۳-خود داری از انداختن آب دهان در مسجد        و حفظ نکردن از سردی هوا در بهار

۴-کم خوردن                                         ۱۳-خوردن ۲۱ عدد مویز سرخ صبح

۵-آب خوردن در روز در حال ایستاده            ناشتا

۶-طعام نخوردن مگر در وقتی که گرسنه باشد   ۱۴-خوردن آب باران

۷-خودداری کردن از خوردن درحالی که هنوز ۱۵-شستن دست پیش از خوراک

سیر نشده است                                       ۱۶-بعد از خارج شدن از حمام،به قدمها

۸-جویدن طعام کاملاْ پیش از فرو بردن آن         آب سرد ریختن

۹-در وقت خوابیدن دفع بول  و غایط نمودن      ۱۷-خوردن ۳کف از آب گرم حمام

۱۰-کم خوردن                                       ۱۸-حج و عمره به جا آوردن

                                                        ۱۹-نماز شب خواندن

                                چند چیز موجب بیماری می شود                              

۱-شام نخوردن                                            ۸-خوردن گوشت خام

۲-پرخوردن                                                ۹-نشستن در جای نمناک

۳-خوردن میان ناهار وشام                               ۱۰-بالا رفتن از پله ها

۴-شب ایستاده آب خوردن                                ۱۱-مجامعت  با زن سالخورده

۵-زیاد آب خوردن                                        ۱۲-زیاد ماهی خوردن

۶-آب خوردن در اثنای غذا خوردن                     ۱۳-چوبک خوردن

۷-در آفتاب نشستنن                                       ۱۴-غم وغصه خوردن

                              چند چیز موجب زیادی خون است

۱-کباب خوردن                                          ۲-باقلا خوردن

                            چند چیز موجب تصفیه ی خون است

۱-کاهو خوردن                                        ۲-چغندر خوردن

                            چند چیز موجب کوتاهی عمر است

۱-نا فرمانی خدا                                                 ۴-قطع صله ی رحم

۲-زنا کردن                                                      ۵-قسم دروغ گفتن

۳-ظلم و ستم کردن به بندگان خدا                              ۶-بی اعتناعی کردن به نماز

                                  چند چیز که باعث عاقبت بخیر شدن است

۱-خودداری از صرف کردن                             ۴- ۲مرتبه به حج رفتن

نعمتهای خدا در نافرمانی او                              ۵-انگشتر عقیق سرخ به دست کردن

۲-مغرور نشدن به حلم خداوند                            

۳-اکرام واحترام کس مه ائمه ی

هدا را یاد می کند یا دوست می دارد

                           چند چیز باعث عذاب قبر است

۱-ضایع کردن وهدر دادن                              ۵- دوری کردن مرد از اهل وعیال

نعمت های خدا                                           خود                        

۲-بی اعتناعی به نماز                                  ۶- غیبت کردن برادر مومن

۳-نمّامی(سخن چینی )کردن                           ۷-دروغ گفتن

پرهیز نکردن از ترشّح بول                            ۸- بد اخلاقی با اهل وعیال

                                                                (گزیده ای از کتاب داروخانه ی معنوی)

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 0:1 توسط امیر محمد |

*صعود درجه*

امام صادق (ع):بدرستی که من برای صعود درجه با خواندن آیة الکرسی کمک و یاری می گیرم.

توضیح)یعنی با خواندن آیةالکرسی به مقام های والای معنوی می رسم.

*کسی آن را صد بار بخواند*

حضرت علی (ع) از رسول اکرم (ص)نقل کرده که فرمود:هرکس آیة الکرسی را صد بار بخواندمانند کسی است که در تمام طول عمرش خداوند را عبادت کرده باشد.

*جهت دفع شیاطین*

از حضرت آیةالله کشمیری(ره)سوال شد که برای دفع شیاطین ،خواندن چه آیات و سوره هایی خوب است ؟

خواندن آیة الکرسی و معوذتین.

*جهت تب طولانی*

حماد بن عثمان گوید:شخصی به امام صادق (ع) جهت تب طولانی شکایت کرد حضرت فرمود:آیةالکرسی را در ظرفی بنویس ( سپس آن را با آب بشوی و آن آب را بخور.

*سلامتی کودک*

جهت حفظ اولاد و سلامتی او از بلاها،چهل بار آیةالکرس را تا((العلی العظیم))بخواند و بنویسد و بر کودک ببندد انشا الله سالم ماند.

         *هنگام گرفتاری به فریاد رسیدن*

رسول خدا(ص)فرمود:هرکه آیةالکرس و آیات پایانی سوره بقره را در هنگام سختی و گرفتاری بخواند،خداوند به فریادش می رسد.

*خواندن در هنگام خواب*

رسول خدا (ص)فرمود:هرکه در هنگام خواب آیةالکرسی بخواند،

ملکی تا صبح از وی محا فظت می کند.

                   *بقا و سلامت فرزند *

در منتخب الختوم آمده است :برای بقاء اولاد و سالم ماندن آن از تمام بلاها ،آیةالکرسی را چهل مرتبه تا((و هو العلی العظیم )) بنویسید و بر کودک ببندید.

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 23:46 توسط امیر محمد |


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 10:58 توسط امیر محمد |

حضرت باقر (ع) در سال 57 هجرى در شهر ?مدينه? چشم به جهان گشود. او هنگام وفات پدر خود امام زين العابدين (ع) كه در سال 94 رخ داد، سى و نه سال داشت. نام او ?محمد? و كنيه‏اش ?ابوجعفر? است و ?باقر? و ?باقر العلوم? لقب او مى‏باشد.

مادر حضرت ?ام عبدالله? دختر امام حسن مجتبى (ع) و از اين جهت نخستين كسى بود كه هم از نظر پدر و هم از نظر مادر فاطمى و علوى بوده است.

امام باقر در سال 114 هجرى در شهر مدينه درگذشت و در قبرستان معروف بقيع، كنار قبر پدر و جدش، به خاك سپده شد. دوران امامت آن حضرت هيجده سال بود.

خلفاى معاصر حضرت‏

پيشواى پنجم در دوران امامت دوران خود با زمامداران و خلفاى ياد شده در زير معاصر بود:

1- وليد بن عبدالملك (86-96)

2- سليمان بن عبدالملك (96-99)

3- عمر بن عبدالعزيز (99-101)

4- يزيد بن عبدالملك (101-105)

5- هشام بن عبدالملك (105-125)

اين خلفا، به استثناى عمر بن عبدالعزيز- كه شخصى نسبتا دادگر و نسبت به خاندان پيامبر (ص) علاقه‏مند بود- همگى در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نياكان خود نداشتند و مخصوصاً نسبت به پيشواى پنجم همواره سختگيرى مي‏كردند.

پايه گذار نهضت بزرگ علمى

پيشواى پنجم طى مدت امامت خود، در همان شرائط نامساعد، به نشر و اشاعه حقايق و معارف الهى پرداخت و مشكلات علمى را تشريح نمود و جنبش علمى دامنه دارى به وجود آورد كه مقدمات تاسيس يك ?دانشگاه بزرگ اسلامى? را كه در دوران امامت فرزند گراميش ?امام صادق ع? به اوج عظمت رسيد، پى ريزى كرد.

امام پنجم در علم، زهد، عظمت و فضيلت سرآمد همه بزرگان بنى هاشم بود و مقام بزرگ علمى و اخلاقى او مورد تصديق دوست و دشمن بود. به قدرى روايات و احاديث، در زمينه مسائل و احكام اسلامى، تفسير، تاريخ اسلام، و انواع علوم، از ان حضرت به يادگار مانده است كه تا آن روز از هيچ يك از فرزندان امام حسن و امام حسين (ع) به جا نمانده بود.(1)

رجال و شخصيتهاى بزرگ علمى آن روز، و نيز عده‏اى از ياران پيامبر (ص) كه هنوز درحال حيات بودند، از محضر آن حضرت استفاده مى‏كردند.

?جابر بن يزيد جعفى? و ?كيسان سجستانى? (از تابعين) و فقهائى مانند: ?ابن مبارك?، ?زهرى?، ?اوزاعى?، ?ابوحنيفه?، ?مالك?، ?شافعى?، ?زياد بن منذرنهدى? از آثار علمى او بهره‏مند شده سخنان آن حضرت را، بى واسطه و گاه با چند واسطه، نقل نموده‏اند.

كتب و مولفات دانشمندان و مورخان اهل تسنن مانند: طبرى، بلاذرى، سلامى، خطيب بغدادى، ابونعيم اصفهانى، و كتبى مانند: موطا مالك، سنن ابى داود، مسند ابى حنيفه، مسند مروزى، تفسير نقاش، تفسير زمخشرى، و دهها نظير اينها، كه از مهمترين كتب جهان تسنن است، پر از سخنان پرمغز پيشواى پنجم است و همه جا جمله: ?قال محمد بن على? و يا ?قال محمد الباقر? به چشم مى‏خورد. (2)

كتب شيعه نيز در زمينه‏هاى مختلف سرشار از سخنان و احاديث حضرت باقر (ع) است و هر كس كوچكترين آشنايى با اين كتابها داشته باشد، اين معنا را تصديق مى‏كند.

امام باقر (ع) از نظر دانشمندان

آوازه علوم و دانشهاى امام باقر ع چنان اقطار اسلامى را پر كرده بود كه لقب ?باقر العلوم? (گشاينده دريچه‏هاى دانش و شكافنده مشكلات علوم) به خود گرفته بود.

?ابن حجر هيتمى? مى‏نويسد:

محمد باقر به اندازه‏اى گنجهاى پنهان معارف و دانشها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمتها و لطايف دانشها را بيان نموده كه جز بر عناصر بى بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همينجاست كه وى را شكافنده و جامع علوم، و برافرازنده پرچم دانش خوانده‏اند. (3)

?عبدالله بن عطأ? كه يكى از شخصيتهاى برجسته و دانشمندان بزرگ عصر امام بود، مى‏گويد:

?من هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفل و مجمعى به اندازه محفل محمد بن على (ع) از نظر علمى حقير و كوچك نديدم. من ?حكم بن عتيبه? را كه در علم و فقه مشهور آفاق بود، ديدم كه در خدمت محمد باقر مانند كودكى در برابر استاد عاليمقام، زانوى ادب بر زمين زده شيفته و مجذوب كلام و شخصيت او گرديده بود.(4)

امام باقر ع در سخنان خود،اغلب به آيات قرآن مجيد استناد نموده از كلام خدا شاهد مى‏آورد و مى‏فرمود: ?هر مطلبى گفتم، از من بپرسيد كه در كجاى قرآن است تا آيه مربوط به آن موضوع را معرفى كنم?.(5)

شاگرادان مكتب امام باقر (ع)

حضرت باقر ع شاگردان برجسته‏اى در زمينه‏هاى فقه وحديث و تفسير و ديگر علوم اسلامى تربيت كرد كه هر كدام وزنه علمى بزرگى به شمار مى‏رفت. شخصيتهاى بزرگى همچون: محمد بن مسلم، زراره‏بن اعين، ابو بصير، بريد بن معاويه عجلى، جابربن يزيد، حمران بن اعين، و هشام بن سالم از تربيت يافتگان مكتب آن حضرتند.

پيشواى ششم مى‏فرمود: ?مكتب ما و احاديث پدرم را چهار نفر زنده كردند، اين چهار نفر عبارتند از: زراره، ابوبصير، محمد بن مسلم و بريد بن معاويه عجلى. اگر اينها نبودند كسى از تعاليم دين و مكتب پيامبر بهره‏اى نمى‏يافت. اين چند نفر حافظان دين بودند. آنان، از ميان شيعيان زمان ما، نخستين كسانى بودند كه با مكتب ما آشنا شدند و در روز رستاخيز نيز پيش از ديگران به ما خواهند پيوست.?(6)

شاگردان مكتب امام باقر (ع) سرآمد فقها و محدثان زمان بودند و در ميدان رقابت علمى بر فقها و قضات غير شيعى برترى داشتند.

شكافنده علوم و گشاينده درهاى دانش

آثار درخشان علمى پيشواى پنجم و شاگردان برجسته‏اى كه مكتب بزرگ وى تحويل جامعه اسلامى داد، پيشگويى پيامبر اسلام (ص) را عينيت بخشد. راوى اين پيشگويى ?جابر بن عبدالله انصارى? شخصيت معروف صدر اسلام است.

جابر كه يكى از ياران بزرگ پيامبر اسلام (ص) و از علاقه‏مندان خاص خاندان نبوت است، مى‏گويد:

روزى پيامبر اسلام (ص) به من فرمود: ?بعد از من شخصى از خاندان مرا خواهى ديد كه اسمش اسم من و قيافه‏اش شبيه قيافه من خواهد بود. او درهاى دانش را به روى مردم خواهد گشود?.

پيامبر اسلام (ص) هنگامى كه پيشگويى را فرمود كه هنوز حضرت باقر (ع) چشم به جهان نگشوده بود.

سالها از اين جريان گذشت، زمان پيشواى چهارم رسيد. روزى جابر از كوچه‏هاى مدينه عبور مى‏كرد، چشمش به حضرت باقر افتاد. وقتى دقت كرد، ديد نشانه هايى كه پيامبر (ص) فرموده بود، عينا در او هست.

پرسيد اسم تو چيست ؟

گفت: اسم من محمد بن على بن الحسين است.

جابر بوسه بر پيشانى او زد و گفت: جدت پيامبر به وسيله من به تو سلام رساند!

جابر از آن تاريخ، به پاس احترام پيامبر (ص) و به نشانه عظمت امام باقر (ع) هر روز دوبار به ديدار آن حضرت مى‏رفت، او در مسجد پيامبر ميان انبوه جمعيت مي ‏نشست (و در پاسخ بعضى از مغرضين كه از كار وى خرده‏گيرى مى‏كردند) پيشگويى پيامبراسلام را نقل مي‏كرد

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 8:57 توسط امیر محمد |

اگر می خواهید نزد مردم عزیز شوید ایت الکرسی را به بازوی بسته و با توکل به خدا بروید
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:24 توسط امیر محمد |

پیامبر اکرم (ص)فرمود:

غیبت فرزندم آن قدر طول می کشد که بیشتر مردم به وجود قائم شک می کنند وباید درآن هنگام در تقویت اعتقادات گام برداشت.

پیامبر اکرم (ص)فرمود:

در زمان غیبت دین کساد می شود و دنیا مورد تجلیل وتکریم قرار می گیرد.

امام صادق(ع)فرمودند:

مردم در انتهای غیبت از دین خارج می شوند گروه گروه آن چنانکه در صدر اسلام دسته دسته وارد می شوند.

امام صادق(ع)فرمودند:

هر کس یک شب از عمر خود را در دوری از سرور کائنات طی کند وبا امام عصر بیگانه باشد در جاده ی شیطان زندگی کرده است.

امام علی (ع)فرمو دند:

برای قائم ما غیبتی (وطول عمری)است که زمان آن به درازا می کشد. گویا شیعیان را می نگرم همچون شتران که به دنبال چراگاه به این سو وآن سو می روند و مرتعی نمی یابند در پی او می گردند.بدانید! هر کس در آن دوران بر دینش پایدار بماند وبه خاطر طولانی شدن غیبت امام سخت دل و بی عا طفه نشود با من در روز قیامت هم درجه است.

حضرت قائم فرمود:دور از رحمت الهی خواهد بود کسی که نماز های یومیه را در آخر وقت اقامه نماید.

امام چهارم فرمود:هر کس در غیبت فرزندمان استوار بر ولایت ما باشد خداوند پاداش یک هزار شهید مقتول در جبهه های بدر واحد را به او می دهد.

پیامبر اکرم فرمود:به وقت ظهور عیسی در بیت المقدس مردم را مهیای بیعت با مهدی می کند و به قائم می گوید من با تو بعنوان امام ورهبرم بیعت می نمایم.

امام باقر فرمود:اصلا حات قائم به مساجد نیز می رسد هر مسجدی که از ذی خود خارج باشد و ظواهر اشرا فی واعیانی داشته باشد در روزگار رهایی ویران می شود.

امام صادق(ع)فرمود:نور دیده ی انبیا به هنگام ظهور به وقت خروج از مکه شادابی وشادکامی را به تمام جهان حاکم می سازد.

امام صادق(ع)فرمود:یکی از نشا نه های ظهور آن است که برای محرمات تبلیغ می شود و از ناحیه ی نزدیکان تشویق به ارتکاب آن می گردد.ای خدا به امید تو

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:22 توسط امیر محمد |

آيا هم صحبت شدن زن ها با مرد نامحرم بدون قصد لذّت اشکال دارد؟
صحبت کردن خانم ها با نامحرم به غير ضرورت مکروه است
.

آيات عظام: امام، فاضل گلپايگانى و مکارم، مدارک قبل.

برخى از خانم ها در صحبت با ديگران بسيار با نرمى صحبت مى کنند؟ لطفاً حکم آن را بيان کنيد؟

خانم ها نبايد در هنگام صحبت کردن با نامحرم، صداى خود را رقيق و نازک کنند; به گونه اى که اگر در دل مخاطب مرضى باشد، او را به خود جلب کند. اگر چه درباره ى مطالبى عادى صحبت کنند.

آيات عظام: امام، اراکى، سيستانى، فاضل، گلپايگانى و مکارم، مدارک مسئله ى قبل.

نامه نگارى با نامحرم و طرح مسائل عشقى يا شهوانى در نامه چه حکمى دارد؟
آيات عظام: اراکى: از هر کارى که موجب مفسده است اجتناب شود.

گلپايگانى: جايز نيست.

احکام نگاه به نامحرم

نگاه مرد به زن مسلمان با چه شرايطى جايز است؟
اگر خانم مسلمان کاملا حجاب خود را رعايت کرده باشد نگاه کردن به وجه و کفين او براى مرد با شرايط ذيل اشکال ندارد:

1. وجه و کفين زينت نشده باشد; 2. نگاه به قصد لذت و ريبه نباشد.

آيات عظام: امام: عروه، نکاح، مسئله ى 31; تحرير، نکاح، مسئله ى 18; استفتاء و توضيح المسائل، مسئله ى 2433.

اراکى: توضيح المسائل، مسئله ى 2447 و استفتاء.

بهجت: استفتاء.

آية الله تبريزى: زينت در وجه و کفين، اگر از قبيل انگشتر متعارف و اصلاح صورت (بند انداختن) و سرمه اى باشد که حتّى در زن هاى پير متعارف است، پوشاندن آن بر زن واجب نيست و نگاه کردن مرد به آن هم اگر التذاذى نباشد. مانع ندارد. استفتا.

آية الله سيستانى: به طور کلى اگر نامحرم مسلمان است و حجاب خود را رعايت کرده است يا رعايت نکرده و در صورتى که او را امر به حجاب کنيم رعايت مى کند، نگاه کردن به وجه و کفين او بدون لذت و ريبه اشکالى ندارد. اگر چه بنا بر احتياط مستحب بهتر است از نگاه کردن به وجه و کفين پرهيز کرد.

نهاج الصالحين، نکاح، مسائل 14 و 26; توضيح المسائل، مسائل 2442 و 2443.

آية الله گلپايگانى: بنابر احتياط واجب، جايز نيست حتّى به وجه و کفين نامحرم نگاه کرد; چه زينت داشته باشد چه نداشته باشد.

در نتيجه مردان نمى توانند به صورت و دست زنانى که به طور کامل حجاب خود را رعايت نکرده اند، نگاه کنند; مانند آن که زنى مقدارى از مويش پيدا باشد و يا اين که لباس آستين کوتاه پوشيده باشد و يا بازو يا مچ دست او پوشيده نباشد.

نگاه مرد به دست و صورت زن نامحرم، حرام است؟

نگاه کردن به نامحرم به قصد لذّت و شهوترانى حرام است; اگر چه وجه و کفين و يا به حجم بدن او باشد.

آيات عظام: امام، اراکى، فاضل، گلپايگانى، و مکارم: عروه، نکاح، مسئله ى 31.

بهجت: توضيح المسائل، مسئله ى 1931.

تبريزى: توضيح المسائل، مسئله ى 2442.

سيستانى: توضيح المسائل، با استفاده از مسائل 2442 و 2443; و منهاج الصالحين، نکاح، مسئله ى 14.

فاضل: توضيح المسائل، مسئله ى 2501

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:18 توسط امیر محمد |

پيامبر صلى الله عليه وآله :
ما عَمِلَ ابْنُ آدَمَ شَيْئاً اَفْضَلَ مِنَ الصَّلاةِ وَ صَلاحِ ذاتِ الْبَيْنِ وَ خُلْقٍ حَسَنٍ ؛(1)
انسان هيچ كارى بهتر از نماز، اصلاح ميان مردم و خوش اخلاقى نكرده است.

امام على عليه السلام :
رَكْعَتانِ مِنْ عالِمٍ خَيْرٌ مِنْ سَبْعينَ رَكْعَةً مِنْ جَاهِلٍ؛(22)
دو ركعت نماز دانشمند بهتر از هفتاد ركعت نماز نادان است
امام رضا عليه السلام :
اِنَّما جُعِلَتِ الْجَماعَةُ لِئَلّا يَكونَ الاِْخْلاصُ وَ التَّوْحيدُ وَ الْاِسْلامُ وَ الْعِبادَةُ لِلَّه اِلّا ظاهِراً مَكْشوفاً مَشْهوراً؛(24)
علت تشريع نماز جماعت آن است كه اخلاص، يكتاپرستى، تسليم حق بودن و بندگى براى خداوند، آشكار و بى‏پرده و نمايان باشد.
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 11:57 توسط امیر محمد |

امام صادق عليه‏السلام :

عَلَيكَ بِالأَحداثِ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى كُلِّ خَيرٍ ؛(1)

جوانان را درياب، زيرا كه آنان سريع‏تر به كارهاى خير روى مى‏آورند.


رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

اَنـَا اَديبُ اللّه‏ِ وَ عَلىٌّ اَديبى ، اَمَرَنى رَبّى بِالسَّخاءِ وَ الْبِرِّ وَ نَهانى عَنِ الْبُخْلِ وَ الْجَفاءِ وَ ما شَى‏ءٌ اَبْغَضُ اِلَى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سوءِ الْخُلُقِ، وَ اِنَّهُ ليُفْسِدُ العَمَلَ كَما يُفْسِدُ الخَلُّ الْعَسَلَ.(2)
رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

من ادب آموخته خدا هستم و على، ادب آموخته من است . پروردگارم مرا به سخاوت و نيكى كردن فرمان داد و از بخل و سختگيرى بازَم داشت . در نزد خداوند عزّوجلّ چيزى منفورتر از بخل و بد اخلاقى نيست . بد اخلاقى ، عمل را ضايع مى‏كند ، آن‏سان كه سركه عسل را.


امام على عليه‏السلام :

اِنَّ النّاسَ اِلى صالِحِ الاَْدَبِ اَحْوَجُ مِنْهُمْ اِلَى الْفِضَّةِ وَ الذَّهَبِ.(3)

مردم، به ادب (فرهنگ و تربيتِ) درست ، نيازمندترند، تا به طلا و نقره.


امام على عليه‏السلام :

به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براى‏آن    ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نيافتم

و اگر از پس اين امر برنيامد    براى آن چيزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نيافتم

و از غيبت مردمان، همانا غيبت آنان را    خداوند با عظمت در كتاب‏ها حرام كرده است

اى نفس، اگر سخن تو    نقره است، سكوت طلاست


امام صادق عليه‏السلام :

پدرم عليه‏السلام مرا به سه چيز ادب آموخت و از سه چيز نهى‏ام فرمود . سه نكته ادب اين بود كه فرمود : فرزندم! هركس با دوست بد بنشيند ، سالم نمى‏ماند و هر كس گفتارش را كنترل نكند ، پشيمان مى‏شود ، و هر كس به جايگاه‏هاى بد وارد شود ، مورد بدگمانى قرار مى‏گيرد (زير سؤال مى‏رود) و آن سه چيز كه مرا از آن نهى فرمود: دوستى با كسى كه چشم ديدن نعمت كسى را ندارد، و با كسى كه از مصيبت ديگران شاد مى‏شود و با سخن‏چين.


امام حسين عليه‏السلام :

اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِْحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاءِ ؛(39)

خدايا! با غرق كردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خويش مَكشان و با بلايا (گرفتارى‏ها) ادبم مكن.


پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

ايّاكَ اَنْ تَضْحَكَ مِنْ غَيْرِ عَجَبٍ ، اَوْ تَمْشىَ و تَتَـكَلَّمَ فى غَيْرِ اَدَبٍ؛(11)

از خنديدنِ بى تعجّب [و بى‏جا] يا راه رفتن و سخن گفتنِ بى‏ادبانه بپرهيز

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 11:52 توسط امیر محمد |